این صحبت ها حتما برای شما آشناست :
- مدیر استراتژیک سازمان می گوید : امروز با همه توانمان و خیلی محکم پای اهداف خود هستیم و برای حفظ ارزشهای خود از دیرباز تلاش کردیم و ..
- و مدیر وظیفه ای می گوید : ما با عنایت به تولید محصولات با کیفیت که مطابق با استانداردهای جهانی می باشد و تعجب مشتریان خارجی را ایجاد کرده ایم همچنین به بازارهای بین المللی توجه داریم و در حال حاضر الف % به بازار عراق و افغانستان رشد داشته ایم و الی آخر
اما چرا با این همه مطالب مشابه پر شور ، برندهای ما چندان در سطح جهانی مطرح نیستند ؟
از طرفی می دانیم دیدگاه های متفاوتی در ارتباط با استانداردسازی و تطبیق برندهای بین المللی وجود دارد. اما واقعاً مدل موفق در شرکت های صادراتی صنایعی همانند FMCG و غیر ه در سطح بازارهای بین المللی چیست ؟
عمده صادرات کشورهایی مانند اسپانیا ، ایتالیا و کره جنوبی و .. به واسطه برندینگ حرفه ای بین المللی شان می باشد و می دانیم که نایک ، آدیداس ، بنز ، اپل ، سامسونگ ، زارا ، استارباکس، گوگل ، مک دونالد و .. در هر یک از آنها بینش وسیعی از استراتژی برندینگ به عنوان منبع مزیت رقابتی در بازارهای داخلی و بین المللی با یک رویکرد یکپارچه در تمام فعالیتهای بازاریابی است که تصویر برند را در ذهن مشتریان القا و جاودان می کند . برخی معتقدند که برند می تواند به عنوان نقطه کانونی یک شرکت که مبتنی بر منابع استراتژی بازاریابی به لحاظ چگونگی ایجاد، توسعه، نگهداری و محافظت برند گسترش می دهد و می تواند به بهبود عملکرد شرکت منجر شود. توسعه حیطه برند بدین معناست که برندینگ فراتر از ارتباطات بازاریابی می رود و باید به عنوان یک رویکرد تجاری یکپارچه مدنظر قرار گیرد. شرکتها باید جنبه های مختلف یک برند را مدیریت کرده و آنرا به استراتژی تجاری کلی گره بزنند.
در فعالیت های متعددم در صنایع مختلف به وضوح با برخی از خطاهای رایج به شرح زیر برخورد داشته ام :
الف) وجود رویکرد تولید محور ی و فروش محور ی
ب) فعالیت های بازاریابی و برندینگ صرفا بعنوان یک سری فعالیت های تکراری و کپی برداری شده ای است که بایستی انجام گیرد، چون دیگران انجام می دهند. البته تا زمانی که توان مالی داریم.
د) عدم تعامل با افراد توانمند و گروه های خبره در حوزه برندینگ یکپارچه بین المللی
ه) عدم توجه به هزینه فرصت های از دست رفته .
و) عدم توجه نرخ رویگردانی
http://mahdikhalili.blogsky.com
مفهوم تکنیک نردبانی در برندینگ و جایگاه سازی برند
شناسایی نقاط تمایز با هدف تسلط بر رقبا با تکیه بر مزیت های مورد توجه مصرف کنندگان شیوه مناسبی برای ایجاد جایگاه اولیه برند است، اما زمانی که بازار هدف، درک ابتدایی را از نقش برند در رده محصولات به دست آورد، لازم است که شرکت درصدد تعمیق مفاهیم و تداعیات ذهنی از برند برآمده و به این ترتیب جایگاه برند را تثبیت کند.
به گزارش ادزپورتال، به همین دلیل کاوش در انگیزه های بنیانی مصرف کنندگان از خرید یا استفاده از یک محصول می تواند تداعیات مرتبط را روشن سازد. به عنوان مثال، سلسله مراتب نیازهای Maslow بیان می کند که مصرف کنندگان از اولویت ها و سطوح نیازهای مختلفی برخوردارند و نیازهای آنها از پایین ترین تا بالاترین سطح متغیر است.
در فضای کسب و کار و تجارت امروزین، بیگمان #برندسازی از اهمیت بسیار برخوردار است. با این وجود اصلی ترین دغدغه بسیاری از شرکتهای ایرانی همچنان تولید، فروش و در نهایت #بازاریابی است و کمتر به مقوله برندسازی و #مدیریت_برند توجه میشود. اکثر برندهایی که در بازار ایران وجود دارند، دارای برنامه برند و عناصر برند منسجم و قوی نیستند. این خود باعث میشود در بازارهای داخلی، برندهای داخلی معمولا دارای موضع ضعیفتری نسبت به برندهای خارجی باشند. اما وقتی که شرکتها بخواهند در بازارهای خارجی حضور یابند، شرایط معمولا سختتر شده و فعالیتهای بازاریابی و برندسازی در فراسوی مرزها به مراتب پیچیده تر میگردد.
ادامه مطلب ...
در بازاریابی بین المللی ، شناسائی و اولویت بندی بازارهای هدف یک کالا حائز اهمیت است و این هدفگذاری بر اساس پتانسیل های کالای صادراتی و کشور مقصد قابل تشخیص است. و از طرفی ضرورت تدوین استراتژیهای دقیق و همه جانبه بازاریابی صادرات شامل چگونگی ورود به بازار، جایگاه یابی در کشور هدف ، محصول و برندینگ، قیمت گذاری، تأمین و ترویج ؛ لازم است تا مد نظر قرار گیرند.
The resident consultant at #Marketing, #Business Development, #Branding and #Exporting in # by using the high knowledge and Professional Skills could cover your business with premium consulting.